ابو علي محمد بن احمد معاذيفرمود شنيدم ازابو نصر مؤدبمي فرمود: روزي وادي سناباد را سيل فرا گرفت و آن زمان سناباد در بلندي واقع شده بود و مشهد مقدس و محل قبر شريفحضرت امام رضا (عليه السلام) در پائين قرار داشت من ديدم آن سيل عظيم رو بمشهد شريف مي آيد.
با
توجه به آنچه گذشت ، این نظریه تقویت می شود که حضرت به مرگ طبیعی از دنیا نرفته و
عمل اصلی شهادت آن حضرت ، شخص خلیفه (مامون) بوده است!
علامه
مجلسی (ره) می نویسد : حق همان است که صدوق و مفید (ره) اظهار داشته و بزرگان بدان
باور دارند که حضرت رضا (ع) بوسیله سَم مامون که نفرین خدا بر او و دیگر غاصبان و
ستمگران باد شهید شده است. (1)
یکی از نشانه های این حقیقت که شهادت امام بدست مامون بوده ، این است که در همان
روز شهادت ، مردم اجتماع کرده و همگان بر این عقیده بودند که خلیفه ، حضرت را
مسموم و به شهادت رسانده بود. (2)
اهمیت این امر از آن روست که مردم حاضر در محیط زندگی امام ، بیش از دیگران موقعیت
و شرایط سیاسی امام و مامون را درک می کرده اند. عبدالله بن موسی در نامه ای که آن
روز به مامون نگاشت به این اقدام خلیفه تصریح کرده و او را عامل قتل معرفی می کند. (3)
از
ابوالصلت هروی نیز سوال شد : چگونه مامون به قتل امام رضا (ع) تن داد، با این که
وی را احترام می کرد و او را به عنوان ولیعهد پس از خود برگیزید!؟ ابوالصلت هروی
ضمن تایید قتل امام (ع) به دست خلیفه اظهار داشت : اگر خلیفه ، امام را احترام و
اکرام میکرد ، از آن جهت بود که به برتری امام آگاه و معترف بود و اگر ولایت عهدی
را به او تفویض کرد ، برای آن بود تا با این عمل وانمود سازد که حضرت ، دنیا طلب
است ، در نتیجه از توجه مردم به حضرت کاسته شود ؛ هر چند چنین نشد ، بلکه با تشکیل
محافل علمی ، چهره امام و شخصیت علمی او بر همگان روشن گردید و روز به روز از
موقعیت خلیفه کاسته میشد تا جایی که دوست و دشمن ، امام را شایسته خلافت می
دانستند. این امر بر خلیفه گران آمد و بر کینه و حسادت او نسبت به حضرت افزود، به
ناچار حیله ای اندیشید و امام را مسموم کرد و به شهادت رساند. (4)
احمد
بن موسی ، برادر امام (ع) با همراهی حدود سه هزار تن ، و به نقل دیگر ، دوازده
هزار تن ، برای خون خواهی حضرت ، بغداد را ترک گفت ودر شیراز با فرماندار منتخب
حکومت عباسی درگیر شد (5) و
به همراه برادرش محمد عابد در آن دیار به شهادت رسید. (6)
صحيفة الرضا به روايت شيخ صدوق و ابوعبدالرحمان سُلَمي
يکي از مطالب مورد بحث و جدل ميان محققان تاريخ تصوف
اسلامي، متني به نام «تفسير امام صادق عليه السلام» است که لوي ماسينيون و
پول نويا و اخيراً گرهارد باورينگ درباره آن مطالبي نگاشتهاند. اين
نوشتار بر آن است تا نشان دهد که حداقل بخشي از آنچه به نام «تفسير امام
صادق عليه السلام» در متون عرفاني ـ خاصه آثار ابوعبدالرحمان سلمي ـ مشهور
است، تحريري ديگر از اثر شيعي مشهور به نام صحيفة الرضا است. در آغاز اين
نوشتار از تحرير شيخ صدوق (متوفي 381 ق) که در آثار او به تفاريق آمده و
سپس از تحرير سلمي و نکات ديگري درباره اين کتاب سخن رفته است.